دسته بندی: روانشناسی

رازهای تربیت کودک کتابخوان (2)

در این مطلب، راهکارهایی برای علاقمند کردن کودک 2 تا 4 ساله به کتاب و مطالعه ارائه کرده ایم.

کودک از دو تا چهار سالگی:

  • با کتاب به‌عنوان اسباب‌بازی، بازی می‌کند و هنوز نمی‌داند در کتاب‌هایش قصه‌ها جا خوش کرده‌اند.
  • او با کتاب و قصه عجین شده اما هنوز نمی‌داند صفحه‌های کتاب، کلمات و داستان‌ها را در خود جا داده‌اند.
  • از دیدن تصاویر کتاب لذت می‌برد اما هنوز نمی‌داند این شکل‌ها ماجرای کتاب را شرح می‌دهند.
  • وانمود می‌کند با مداد یا خودکار می‌نویسد.

داستان‌های آهنگین

بچه‌های مهدکودکی عاشق شنیدن داستان‌ها در قالب شعر هستند؛ گرچه هنوز عاشق دیدن تصاویرند. اگر فرزندی دو تا چهار ساله دارید، کتاب‌هایی که نوشته کم و آهنگین دارند را برایش انتخاب کنید و سراغ داستان‌هایی بروید که حدس زدن روال و پایان‌شان دشوار نیست. بچه‌ها در این سنین دوست دارند تصاویر کتاب را مشاهده کنند تا شخصیت‌ها و فضای داستان را در ذهن‌شان بهتر تجسم کنند. آنها وقتی قصه‌ها را در قالب شعر می‌شنوند، بهتر آنها را به خاطر می‌سپارند و حتی در خواندن کتاب همراه شما می‌شوند.

کتابخانه در هر گوشه از خانه

انتخاب کتاب‌هایی که در موقعیت‌های متفاوت فرزندتان می‌تواند از آنها استفاده کند، بهترین راه برای کتاب‌دوست کردن اوست. خرید کتاب‌های مخصوص حمام، کتاب‌های در قطع بزرگ برای لحظاتی که لم داده، کتاب‌هایی که داستان‌شان را باید خود کودک رنگ‌آمیزی کند و … به شما در کتابخوان کردن فرزندتان کمک خواهد کرد. کتاب‌های ضد آب مخصوص حمام باید متن کم و تصویر زیاد داشته باشند و تعداد صفحات‌شان هم انگشت‌شمار باشند. فرزند شما می‌تواند درحالی‌که در وان نشسته از مشاهده تصاویر آن کتاب‌ها و شنیدن داستان‌های‌شان لذت ببرد.

مطالعه ی مشارکتی

داستان‌ها را برای کودکتان بخوانید و بعد از او بخواهید جمله‌ها را تکرار کند یا اینکه داستان را بعد از تمام شدن با کمک شما روایت کند. به عبارت دیگر، چند جمله را شما بگویید و به فرزندتان کمک کنید چند کلمه‌ای را خودش به زبان بیاورد و در فرآیند کتاب خواندن مشارکت کند.

یافتن علتِ بی میلی

شاید بی‌میلی فرزندتان به کتاب، از اشتباه شما در انتخاب گزینه‌های مناسب ناشی شود. اگر زیر بار داستان شنیدن نمی‌رود، محتوای متفاوتی را برای خواندن انتخاب کنید. لحن‌تان را عوض کنید، با خودش به شهرکتاب بروید، از تصاویر برای خوشایند کردن داستان کمک بگیرید و کتاب مصور بخرید یا با مشارکت او داستان را به شکل یک نمایشنامه بازی کنید تا دلگرم شود.

تکرار کنید

بچه‌ها عاشق تکرار هستند. آنها وقتی از یک سی‌دی خوششان می‌آید، هر روز تماشایش می‌کنند و وقتی داستان یک کتاب جذبشان می‌کند، دوست دارند هر لحظه آن را بشنوند. اشکالی ندارد! در برابر این خواسته کودکتان مقاومت نکنید و هر چند بار که می‌خواهد کتاب را برایش بخوانید. این تکرار کمک می‌کند فرزندتان داستان را از بَر کند.

چی بخوانم؟

ماجراهای کیتی، قصه‌های می‌می‌نی و کتاب‌های کوتاه و شعرگونه‌ای از این دست، هنوز می‌تواند همراه فرزند شما باشد. کودک شما از سه سالگی می‌تواند روایت داستانی را درک کند؛ به همین دلیل قصه‌های احمد شاملو که با تصویرگری زیبایی چاپ شده‌اند، قصه «پریا» و « قصه دخترای ننه دریا» گزینه مناسبی برایتان خواهد بود.

 

برگرفته از: www.beytoote.com

رازهای تربیت کودک کتابخوان (1)

کارشناسان آموزشی می‌گویند بچه‌هایی که در سال‌های قبل از مدرسه با کتاب پیوندی عمیق دارند، در دوران تحصیل‌شان موفق‌تر می‌شوند و در بزرگسالی هم کاغذ و کتاب را از خود جدا نمی‌کنند. اما بار آوردن یک کودک کتابخوان، چندان هم ساده نیست. اگر از راهش نروید، احتمال اینکه فرزندتان به بازی‌های رایانه‌ای و عروسک‌هایش بیشتر از یار مهربان دل ببندد کم نیست. پس از نکات ذکر شده در این مطلب، کمک بگیرید تا برای کودک 0 تا 2 ساله خود، هم بهترین کتاب را انتخاب کنید و هم به بهترین شیوه کودک‌تان را با آن پیوند بدهید.

کودک از صفر تا دو سالگی:

  • به تصویر بیشتر از کلمات علاقه دارد.
  • بیشتر از آنکه منتظر شنیدن قصه باشد، دوست دارد با کتاب به‌عنوان یک وسیله بازی سرگرم شود.
  • تصاویر رنگی از حیوانات و آدم‌ها می‌تواند چند دقیقه او را خیره کند.
  • بی‌آنکه نسبت به عملش آگاهی زیادی داشته باشد، از والدینش برای وقت گذراندن با کتاب تقلید می‌کند.

کتاب‌های با تصاویر بزرگ تهیه کنید

انتظار نداشته باشید کودک‌تان در این سن با تمام هوش و حواسش پای قصه شما بنشیند. حدود یک‌سالگی، فرزندتان به تصاویر بیشتر از قصه‌ها علاقه دارد؛ پس کتاب‌هایی که تصاویر بزرگ را در یک یا چند کلمه توضیح داده‌اند برایش تهیه کنید. با عبور از یک سالگی، میل فرزندتان به داستان شنیدن هم بیشتر می‌شود، به همین دلیل تا قبل از دو سالگی می‌توانید کتاب‌های ساده‌ای که در آنها شعرهای دو یا سه بیتی برای هر تصویر نوشته شده را برایش بخوانید؛ اما فراموش نکنید که حتی در این دوره هم تصویر، حرف اول را می‌زند و اگر ظاهر کتاب دلخواه فرزندتان نباشد، به شعرهایش هم توجه زیادی نمی‌کند.

سراغ کتاب‌های کاغذی نروید

بهتر است تا قبل از یک سالگی، کتاب‌های غیرکاغذی در اختیار فرزندتان بگذارید تا با آنها سرگرم شود و حتی ناآگاهانه با کتاب اُنس بگیرد. بازی او با کتاب‌های کاغذی ممکن است به بریدن دستش و فاصله گرفتن از کتاب منجر شود. گذشته از این ورق زدن کتاب‌های پارچه‌ای و پلاستیکی برای کوچولوی شما آسان‌تر خواهد بود و به همین دلیل زمان طولانی‌تری را برای وقت گذراندن با کتاب صرف خواهد کرد.

کتاب به دست باشید

انتظار نداشته باشید کودک زیر دو سال شما عاشق کتاب و کتاب خواندن باشد. او در این سن بیشتر از شما تقلید می‌کند و وقتی شما را کتاب به دست می‌بیند، برای شبیه‌سازی رفتارهای‌تان تلاش می‌کند. پس اگر دوست دارید فرزندتان در آینده کتابخوان شود، از همان روزهای اول ارزش کتاب خواندن را نه با حرف، بلکه با رفتارتان به او نشان داده و او را به سرگرم شدن با کتاب عادت دهید.

خط و مرز نکشید

برای کتاب خواندن، قانون و قاعده نچینید و زمان دقیقی را برای کتاب خواندن انتخاب نکنید. زمان مناسب کتابخوانی، همان وقتی است که کودک‌تان به شنیدن روخوانی شما رغبت دارد و میزان مناسب کتاب برای یک وعده، همان اندازه‌ای است که کودک‌تان به شنیدن داستانش راغب است. هرگز فرزندتان را به شنیدن داستان مجبور نکنید و وقتی می‌بینید لذتی از ادامه دادن نمی‌برد، خواندن را تمام کنید.

چی بخوانم؟

کتاب‌های پارچه‌ای و پلاستیکی در این روزها می‌توانند هم‌بازی خوبی برای فرزندتان باشند و تا پایان دو سالگی می‌توانید با خواندن لالایی‌ها و کتاب‌های کوتاه و آهنگینی مثل «جمجمک برگ خزون» نوشته «ثمین باغچه‌بان» و … فرزندتان را با دنیای شعر،موسیقی و ادبیات آشنا کنید.

 

برگرفته از: www.beytoote.com

رازهای تربیت کودک خوش غذا

بد غذایی در کودکان برای مادرانشان نگران کننده است به خصوص در مواردی که وزن کودک هم کم باشد. با رعایت نکات زیر می توانید کودکی خوش اشتها داشته باشید.

تدارک یک صبحانه مفصل، خوشمزه و متنوع برای کودک

یکی از مواردی که باعث کم اشتهایی کودک می‌شود، یکنواختی در مصرف وعده‌های غذایی است. به همین دلیل به والدین و بخصوص مادران توصیه می‌شود تا نوع، ترکیب و رنگ‌بندی صبحانه کودک خود را هر روز با روز قبل متفاوت نمایند.

کودک، 30 دقیقه قبل از وعده غذایی آب بنوشد

در مورد کودکانی که کم اشتها و یا بدغذا هستند توصیه می‌شود برای افزایش ترشحات گوارشی و بالا رفتن حس گرسنگی حدود نیم ساعت قبل از هر وعده غذایی به آنها یک لیوان آب داده شود تا بنوشند.

کودک هر دو ساعت یکبار ماده غذایی مصرف نماید

در مورد کودکانی که بسیار لاغر هستند و به علاوه بد اشتها نیز می‌باشند، توصیه می‌شود که والدین حتما هر دو ساعت یکبار یک ماده غذایی (که کودک دوست دارد) به او بدهند تا مواد مغذی مورد نیاز بدن او تامین شود و به تدریج وضعیت و تمایل اشتهایی او اصلاح گردد.

میان وعده‌های کودک مختصر نباشند

در مورد کودکان کم اشتها باید توجه شود که مصرف میان وعده‌های طی روز باید کمی بیشتر باشند. برای مثال به جای دادن بیسکویت، چیپس یا کلوچه به عنوان یک میان وعده به این کودکان، بهتر است ساندویچ نان و پنیر یا غلات صبحانه‌ای با شیر داده شود. سعي كنيد ميان وعده ها را 1/5 تا 2 ساعت قبل از وعده اصلي غذا بدهيد.

تهیه غذاهای خوشمزه برای کودک

طعم و مزه غذا نقش موثری در خوش اشتهایی کودک دارد. بنابراین مادران نقش موثری در تهیه غذاهای خوشمزه برای کودکان خود دارند و توصیه می‌شود که در طول روز زمان بیشتری را در جهت تهیه غذاهای اشتها‌آور برای کودکان خود اختصاص دهند.

ماست غذای اشتهاآور برای کودک کم‌ اشتها

توصیه می‌شود که مصرف انواع ماست‌ها در رژیم غذایی کودک موجود باشد و حتما در وعده‌ها و میان وعده‌های غذایی ماست‌های متنوع را مصرف نماید.

عدم تشویق کودک به مصرف غذاهای چرب و شور

مصرف غذاهای چرب و شور مانند سیب‌زمینی سرخ‌کرده یا انواع چیپس‌ها می‌توانند باعث سیری کاذب در کودک شوند و همین مساله منجر به بد غذایی و کم اشتهایی کودک می‌شود. به همین دلیل به والدین توصیه می‌شود که در مقادیر بسیار کم به کودک خود از غذاهای شور یا سرخ‌کردنی بدهند.

اهمیت مصرف روی در افزایش اشتهای کودک

در مورد کودکان کم اشتهایی که بسیار لاغر هستند و رشد قدی خوبی نیز ندارند، علت می‌تواند کمبود عنصر روی باشد. در این موارد مصرف روزانه مکمل روی به صورت ZINC PLUS مخصوص کودکان، البته زیر نظر متخصص کودکان توصیه می‌گردد.

توجه به مصرف دسرهای خوشمزه برای کودکان

بسیاری از کودکان مصرف دسرها را به مصرف غذا ترجیح می‌دهند. در این مورد توصیه می‌شود که به جای دادن دسرهای بسیار شیرین مانند کیک و بستنی به کودک، دسرهای بر پایه انواع میوه‌ها که خوشمزه باشند به او داده شود تا ترغیب به مصرف این نوع دسرها شود.

از غذاهای مناسب هر سن استفاده شود

در پایان ششمین ماه زندگی نوزادان یعنی نیمه دوم سال اول زندگی، باید به صورت سیستماتیک و برنامه ریزی شده تغییراتی در نوع و قوام غذای روزانه کودکان به عمل آورده شود یعنی نه تنها به طور تدریجی به تنوع مواد غذایی دریافتی کودک اقدام شود، بلکه قوام آنها نیز از حالت مایعات صرف به سوی غذاهای سفت تر تغییر یابد. در آغاز با دادن فرنی رقیق یا حریره بادام به صورت تدریجی اولین قدم در تغییر یکنواختی و قوام غذاها برداشته می شود. حال اگر در سال دوم زندگی نیز به جای تغذیه بچه با غذاهای مناسب این سن و سال فقط حریره بادام، فرنی و سوپ داده شود، به طور حتم مورد استقبال و علاقه کودک قرار نخواهد گرفت.

کودک را مجبور به خوردن نکنید‌‌‌

به خاطر داشته باشید اگر اجباری در کار باشد، کودک به جای تمایل پیدا کردن به خوردن غذاها، مقاومت می‌کند. شما وظیفه خود را انجام دهید و شرایط خوردن یک وعده غذایی کامل را برای کودک فراهم کنید. پس از گذشت مدتی آرام آرام به سمت غذا می‌رود.

  • اگر کودک علاقه کافی برای خوردن بعضی از انواع غذاها را ندارد مادر باید آن غذا را به روش های مختلف درست کند تا همان ماده غذایی با مزه و طعم جدید مورد استفاده کودک قرار گیرد و اگر باز هم از خوردن امتناع کرد می توان از جانشین های آن ماده غذایی استفاده نمود.
  • والدین باید پس از تمام شدن غذا، بشقاب کودک را نیز با سایر بشقاب ها بردارند. بدین ترتیب هم کودک  یاد می گیرد که زمان صرف غذا نامحدود نیست و هم باعث می شود در وعده غذایی بعد، به اندازه کافی گرسنه باشد و غذا بخورد.

همراه کودک آشپزی کنید

یکی از بهترین و هیجان انگیزترین راه‌های ترغیب کردن کودک به خوردن انواع غذاها این است که در صورت امکان او را نیز وارد فرآیند آشپزی کنید. هر از گاهی در طول هفته کودک را صدا زده و از او بخواهید که به عنوان یار کمکی شما را در آشپزی کمک  کند. بدین ترتیب کودک علاقه زیادی به خوردن غذا و به خصوص غذایی که خود در تهیه کردن آن نقش دارد ایفا می‌کند.

فضاي رواني مثبت يا منفي كه خانواده در زمان غذاخوردن ايجاد مي كنند مي تواند ناشي از شرايط رواني و يا نحوه تغذيه و برخورد افراد خانواده با يكديگر باشد.

توجه به محیط و شرایط روحی کودک

  • محيط غذا خوردن کودک بايد آرام باشد. كودك در زمان غذا خوردن بايد مشتاق غذاخوردن باشد، بدون عجله به او غذا داده شود، با زور و تهديد يا رشوه وادار به غذاخوردن نشود. اگر به هر علتي از خوردن يك وعده غذا خودداري كرد بايد بدون هيچگونه نگراني و اضطراب آن نوبت تغذيه را به تاخير انداخت يا حتي از آن صرف نظر نمود. مطمئنا در وعده هاي ديگر جبران خواهد كرد.
  • به امتناع كودك از خوردن غذا در بعضي از شرايط بايد توجه نمود. گاهي بيماري كودك، شرايط خاص روحي كودك، شب نخوابيدن، نداشتن فعاليت زياد، گوشه گيري كودك و گاهي اوقات وسواس بيش از اندازه مادر در مورد اينكه موقع غذا خوردن بايد همه چيز تميز بماند و لباس كودك كثيف نشود و امثال آن ممكن است بر علاقه و اشتهاي او به غذا و يا امتناع از غذا خوردن تاثير گذار باشد.
  • ساعات برنامه غذايي را خيلي عوض نكنيد. مراقب باشيد كه زمان غذا خوردن، كودك خيلي گرسنه يا خيلي خسته نباشد.

حرف آخر اینکه…

محيط هاي متشنج و عصبي خانواده آثار زيان بخشي بر روح و روان كودك مي گذارد كه بدون شك در عادات و رفتار تغذيه اي آنان نيز اثر منفي خواهد گذاشت. در واقع سفره جای بحث کردن بزرگترها با هم، اَمر و نهی به فرزند، گلایه از کارهای اشتباه فرزند به دیگران نیست بلکه جای شادی، خندیدن، تعریف از غذا، تشکر از خدای مهربان و آشپز آن غذا است. به این ترتیب کودک عاشق غذا و غذا خوردن شده و از آن خاطره خوشی خواهد داشت.

 

 

چگونگی نشان دادن عصبانیت خود به کودک

فراموش نکنید که هرچه فرزند شما کوچک تر باشد رفتارهای شما تاثیر بیشتری بر روح و روان او دارد. نکته این است که چطور می توان در عین عصبانیت، مهربان هم بود.

بچه ها درواقع مهم ترین درس ها را زمانی از پدر و مادرهایشان یاد می گیرند که آنها در اوج عصبانیت قادر به کنترل رفتار خود هستند. شما در چنین موقعیتی این نکته را به فرزندتان می آموزید که با عصبانیت پشت عصبانیت، در رسیدن به خواسته اش به نتیجه نمی رسد. مهم این است که چطور در اوج عصبانیت بتوان موقعیت را مدیریت کرد.

1. وقتی در موقعیتی قرار می گیرید که فرزندتان کار اشتباهی انجام داده و شما خیلی عصبانی شده اید، بهتر است او متوجه شود که شما از کارش ناراحت شده اید. شما می توانید موقعیت را برای فرزندتان با قاطعیت، این طور مشخص کنید: «وقتی تو کارهایت را نادیده می گیری من واقعا عصبانی می شوم». در ادامه به چند نمونه از روش های نشان دادن عصبانیت اشاره می کنیم:

  • وقتی کودک اتاقش را کاملاً به هم ریخته است. با ظاهر جدی به او بگویید «از اینکه میبینم اینقدر اتاقت به هم ریخته ست، خیلی عصبانیم. خودت میدونی که جای لباس و اسباب بازی، داخل کمده. درسته؟» جدی باشید ولی پرخاشگری نکنید. مثلاً به او نگویید «شلخته». هدف ما این است که او متوجه ناراحتی ما شود؛ نه اینکه او را هم ناراحت کنیم.
  • وقتی کودک شلوارش را خیس کرده است. در این موقعیت، هرگز به او ترس وارد نکنید چون همین ترس موجب تکرار این عمل می شود. کودک را به دستشویی برید و شلوارش را از تنش دربیاورید. بدون اینکه او را دعوا کنید، با لحن جدی به او بگویید «عزیزم هروقت جیش داشتی، بهم بگو. من دوست دارم توی دستشویی جیش کنی نه توی شلوارت. باشه پسر گلم؟».
  • وقتی کودک، شما یا دیگران را می زند. در این شرایط، دست کودک را فشار ندهید یا او را نیشگون نگیرید یا به او حرف زشت نزنید. شما کودک نیستید که زدن را با زدن و دعوا کردن تلافی کنید. در حین زدن، دست های کودک را بگیرید و در چشم هایش نگاه کنید و به طور جدی بگویید: «نه، نباید بزنی. این کار خیلی بدیه و منو ناراحت می کنه» و بعد حواس کودک را پرت کنید.

2. در اوج عصبانیت فکر کنید فرزند شما یک نوزاد است؛ حتی اگر واقعا این طور نیست. اگر از شدت عصبانیت بیش از حد سر او داد و فریاد کردید بعد که به آرامش رسیدید کنارش بنشینید و به او یادآور شوید که حرکتش شما را عصبانی کرده اما شما هم نباید آن طور سرش داد و فریاد می کردید و بابت این موضوع متأسف هستید. شما حق دارید فرزندتان را توبیخ کنید اما شکل این قضیه بسیار مهم و تعیین کننده است.

حرف آخر اینکه…

جیغ زدن، داد کشیدن، کتک زدن و تنبیه کردن،هیچ یک کودکان را حرف گوش کن نمی کند. آنها به مرور تربیت می شوند. پس در اجرای رفتار درست، صبور باشید تا کودک شما حرف گوش کن شود.

آموزشهای ساده ولی مهم برای کودکان (2)

در این مطلب، ادامه موارد مهمی که باید به کودک آموزش داده شود را برای شما آماده کرده ایم.

  • اگر بچه ای حرف زشت به او میزند، به او بگوییم «دلیلی نداره با اون دوست بشی، تو میتونی با بچه های مؤدب تری دوست بشی».
  • اگر بچه ای می خواهد او را بزند، به او بگوییم «دستشو بگیر و با جدیت بگو تو حق نداری منو بزنی و اونجارو ترک کن».
  • اگر کار اشتباهی کرد و کسی گفت «اشکالی نداره مامانو بابات نمیفهمن»، به او بگوییم «میتونی بگی نه، من هیچیو از والدینم مخفی نمیکنم، به اونا میگم ولی سعی میکنم جبرانش کنم».
  • اگر کسی کفت «میتونی بهم کمک کنی و این پلاستیکو تا خونمون بیاری»، به او بگوییم «میتونی بگی باید قبلش از پدر و مادرم اجازه بگیرم».

آموزشهای ساده ولی مهم برای کودکان (1)

در این مطلب، لیستی از موارد مهمی که باید به کودک آموزش داده شود را آماده کرده ایم.

  • وقتی کودک چیزی را خراب کرد به او بگوییم «می توانی تعمیرش کنی».
  • اگر در انجام کاری موق نشد، به او بگوییم «می توانی دوباره تلاش کنی».
  • اگر کار اشتباهی انجام داد، به او بگوییم «باید معذرت خواهی کنی ».
  • اگر جواب سؤالی را نمی دانست، به او بگوییم «اشکالی نداره بگی نمیدونم، ولی بهش بگو میتونی جوابشو یادم بدی؟».
  • اگر کسی چیزی به او داد یا کمکش کرد، به او بگوییم «باید از آن شخص تشکر کنی».
  • اگر از کسی چیزی قرض گرفت، به او بگوییم «باید مراقبش باشد و آن را برگرداند».

تکنیک های رفتار با کودکان در شرایط مختلف

در این مطلب قصد داریم چند نمونه از شرایطی که هر پدر و مادری ممکن است در آن قرار گیرد را مطرح کرده و تکنیک مناسب برای برخورد با کودک را در آن شرایط مطرح کنیم.

وقت گریه کردن

گاهی کودک شروع به گریه می کند و با عباراتی مثل «حانم» و «چی شده عزیزم» هم آرام نمی شود. در این شرایط، بهترین کار، پرت کردن حواس کودک است. یک پرنده یا یک تکه ابر در آسمان به او نشان داده و بگویید «اونجارو نگاه کن، اون ابره شبیه یه خرگوشه توی آسمون». با این کار، کودک سرش را بالا می آورد و همین کار باعث بند آمدن گریه او می شود.

وقت حمام کردن

اگر کودک از حمام بیرون نمی آید و دوست دارد آب بازی کند، او را با زور بیرون نیاورید؛ به او  بگویید «باشه، پس پنج دقیقه دیگه هم بازی کن تا منم برم یه کیک خوشمزه برات بذارم توی بشقاب، بعد بیام با حوله خشکت کنم و بریم بخوریم»؛ بعد دوباره برگردید و بگویید «دو دقیقه دیگه وقت داری»؛ نهایتاً هم به حمام رفته و بگویید «وقت آب بازی تموم شد، الان وقت خوردن کیک خوشمزست». با این کار، کودک از لحاظ ذهنی آماده می شود و نیز رفتن از یک لذت به لذت دیگر، برای او خوشایند خواهد بود.

وقت بازی و هیاهو

گاهی در جمع های خانوادگی، بچه ها با هم بازی و سروصدا می کنند و ساکت هم نمی شوند. در این شرایط برای جلب توجه آنها به خود، می توانید بگویید «اولین نفری که صدای منو میشنوه، دستشو ببره بالا». از آنجا که کودکان علاقه زیادی به مسابقه و برنده شدن دارند، یکی پس از دیگری دستشان را بالا برده و به سرعت ساکت می شوند.

وقت نقاشی

بعضی بچه ها دوست دارند بر روی دیوار و یا جاهای نامناسب نقاشی بکشند. گفتن جملاتی مانند «روی دیوار نقاشی نکش، چند بار بهت گفتم»، تأثیر چندانی بر روی کودک نخواهد داشت. برای ممانعت کودک از انجام این کار یا کارهای مشابه، برای او مکانی را آماده کنید و به او بگویید که فقط در آن محدوده می تواند کار دلخواهش را انجام دهد. برای مثال یک مقوا به دیوار اتاقش بچسبانید یا او را داخل یک کارتون بزرگ و یا حمام گذاشته و از او بخواهید در مکان مشخص شده نقاشی بکشد.

وقت مرتب کردن اتاق

مجبور کردن کودک در این شرایط، نتیجه خوبی ندارد و بهتر است او را به همکاری با خود تشویق کنید. مثلاً بگویید «مامان بزرگ همیشه میگه محمد پسر منظمیه، بیا با هم اتاقتو مرتب کنیم و ازش یه عکس بگیریم و برای مامان بزرگ بفرستیم».

فاصله سنی مناسب بین دو فرزند

بسیاری از والدین معتقدند که فاصله سنی میان فرزندانشان باید کم باشد تا با هم بزرگ شوند. اختلاف نظرهای زیادی در این موضوع وجود دارد. بیشتر روانشناسان این فاصله سنی را بین 3 تا 5 سال توصیه می‌کنند. آگاهی از مضرات فاصله سنی نامناسب به شما کمک می‌کند تا در این زمینه به درستی تصمیم بگیرید.

مضرات فاصله سنی کمتر از 3 سال

  • اگر فاصله بین زایمان‌های متعدد کم باشد، مادر دچار عوارض جبران‌ناپذیری می‌شود. چرا که بدن مادر باید زمان کافی برای کسب آمادگی جسمانی و روحی برای فرزند دوم داشته باشد. زمانی که مادر در کمتر از سه سال از بارداری اول اقدام به فرزندآوری می‌کند احتمال کم‌خونی در مادر و فرزند افزایش می‌یابد. علائم این بیماری تا قبل از بارداری پنهان می‌ماند و بیشتر در دوران بارداری بروز می‌کند. بدن مادر در بعد از هر بارداری برای بازگشت به حالت طبیعی به زمان نیاز دارد تا بتواند مواد معدنی، کلسیم و ویتامین های مورد نیاز خود را برای بارداری بعد، تامین کند.
  • اگر مادری در کمتر از سه سال دوباره باردار شود، سلامت جنین نیز به خطر می افتد زیرا با کمبود ویتامین و ریز مغذی ها روبرو می شود و دچار کم خونی می گردد بنابراین اکسیژن رسانی و تغذیه جنین از طریق خون مادر نیز مختل می گردد. به علاوه، هنگامی که فاصله بین دو بارداری کمتر از دوسال می شود، مادر باردار در دوران شیردهی کودک اول خود قرار دارد و ناگزیر می شود که خود کودک خود را از شیر بگیرد. بدین ترتیب کودک کمتر از 24 ماه شیر مادر می خورد و ممکن است با قطع زودهنگام شیر مادر، سلامت جسمی کودک به خطر افتد.
  • کودکان در سن کمتر از دو سالگی، نیازهای مشترکی دارند که این موضوع سبب افزایش رقابت بین آنها می شود. بنابراین والدین نمی توانند به راحتی از هر دو کودک مراقبت کنند.
  • در سن دو تا سه سالگی، حسِ حسادت در مغز کودک رشد می کند. فرزند اول که خیلی زود توجه و محبت والدین را از دست داده، معمولاً در ابتدا نفرت بیشتری را نسب به فرزند دوم احساس می‌کند و مشاهده می‌شود که گاهی قصد آسیب رساندن به او را می کند. در این موارد، والدین باید تا می‌توانند از تنها گذاشتن دو کودک با یکدیگر خودداری کنند.

مضرات فاصله سنی بیشتر از 5 سال

  • فاصله زیاد بین دو بارداری ممکن است باعث مسمویت مادر در دوران بارداری شود. افزایش فشارخون، ورم دست و پا، دفع پروتئین از طریق ادرار، تولد نوزاد نارس، سقط جنین و کم شدن توان مادر از نظر قدرت باروری از جمله خطراتی است که ممکن است در دوران بارداری به وجود آید. همچنین، خطر کم شدن توان مادر از نظر قدرت باروری نیز با بالا رفتن سن مادر، افزایش می یابد.
  • وقتی که فرزند بزرگتر، شش یا هفت سال دارد، نیاز به رسیدگی بیشتر والدین داشته و باید برای ورود به مدرسه آماده شود. در صورت آمدن کودک جدید، فرزند بزرگتر احساس بی توجهی خواهد کرد و ممکن است نتواند این مرحله حساس را به خوبی پیش ببرد.
  • احتمال عدم هماهنگی کودک با والدین سن بالا، از عوارض فاصله بسیار زیاد بین فرزندان است.
  • رابطه بین دو فرزند با فاصله سنی زیاد از حالت دوستانه و صمیمی خارج شده و بیشتر شکل مرشد و مرادی و راهنما و رهجو به خود می‌گیرد. در برخی مواقع فرزند بزرگتر در نقش پدر یا مادر فرزند کوچکتر ظاهر می‌شود و زودتر از آنچه باید، در دایره مسئولیت و وظایف قرار می‌گیرد که این امر می‌تواند به لحاظ روحی و روانی فشار بیشتری را بر وی تحمیل کند. در این شرایط فرزند کوچک تر حالت وابستگی به خواهر یا برادر بزرگتر  داشته و ممکن است اعتماد به نفس او به دلیل قرار گرفتن در زیر سایه فرزند بزرگتر کاهش یابد. بنابراین برای فرزند دوم همواره مساله عدم استقلال و توانایی در تصمیمگیری، مشکل جدی تری تلقی می‌شود. در خانواده‌هایی که فرزند کوچک‌تر سال ها پس از فرزند اول به دنیا آمده‌است، همواره عصیان‌گری ها و آشوبگری‌هایی توسط وی دیده می‌شود.

 

تکنیک های صحبت کردن با کودکان بالای سه سال

1- برای کودک قانون بگذارید

کودکان سه سال به بالا نسبت به کودکان زیر سه سال، قدرت تمرکز بیشتری دارند. بنابراین می توان برای آنها انواع قانون ها را تعریف کرد. برای مثال وقتی می خواهید به فروشگاه بروید، از قبل یک لیست خرید تهیه کنید و از کودکتان نیز بخواهید یک یا دو وسیله یا خوراکی دلخواهش را پیشنهاد دهد تا به لیست خرید اضافه کنید. قبل از رفتن به خرید یا مهمانی، به او بگویید چه انتظاری از او دارید، اگر کار خوب انجام دهد، چه تشویقی دارد و اگر کار بد بکند، چه تنبیهی خواهد شد و حتماً آنها را اجرا کنید.

2- از او بخواهید کاری را که خراب کرده، درست کند

برای اشتباهاتی که کودکان انجام می دهند آنها را خیلی مؤاخذه و سرزنش نکنید و همچنین کاملاً از آن چشم پوشی نکنید. برای مثال اگر او اسباب بازی هایش را می شکند، به جای دعوا کردن و یا تهیه فوری یک اسباب بازی جدید، به او بگویید: «حالا که دست عروسکت از جا دراومده یا لاستیک ماشینت کنده شده، بیا با هم تعمیرش کنیم». با این روش، هم مهارت کودک افزایش می یابد و هم بیشتر از وسایلش که دست رنج خود اوست، مراقبت می کند.

3- به کودک مسئولیت بدهید

سعی کنید در داخل و خارج از خانه به کودک خود مسئولیت ها و کارهای مختلفی بسپارید؛ اما متناسب با توانایی ها و علایق او، تا با شما همکاری کند. برای مثال اگر پسرتان در ریاضی موفق است، به او بگویید: «جمع زدن هزینه خرید و کارت کشیدن را تو انجام بده» و یا اگر دخترتان به گل ها علاقه دارد، به او بگویید: «آب دادن به گل ها و مراقبت از آنها با تو». به این ترتیب کودک مسئولیت پذیرتر شده و با اعتماد به نفس بیشتری تربیت می شود.

4- با کودک همدردی کنید

درک احساس و بیان جملاتی درخور احساسات دیگران کاری سخت به نظر می‌رسد؛ ولی با تفکر و قرار دادن خود در آن موقعیت امکان‌پذیر می‌باشد. بسیاری از ما به ندرت چنین کلماتی را بیان می‌کنیم: «پسرم عصبانی به نظر میرسی»، «به نظر می رسه که از این‌همه تکلیف و درس خسته شدی»، «واقعاً از دست دادن یک دوست ناراحت‌کننده است». جملاتی از این دسته به کودکان آرامش می‌دهد. وقتی کودک با واقعیت درونی خویش روبرو می‌شود با تمام قدرت سعی می‌کند با آن کنار بیاید.

به عنوان مثالی دیگر، می توان به مراجعه به پزشک، آزمایشگاه و گاهی تزریق آمپول اشاره کرد. در این موقیت ها، به جای اینکه به او بگویید درد نخواهد داشت، صادقانه بگویید که ممکن است احساس درد کند، اما درد خیلی زود از بین خواهد رفت و شما تمام مدت کنار او خواهید ماند.

2- به او برچسب بد بودن نزنید

اگر کودک کار اشتباهی کرد، می‌توانید دربارۀ آن کار اشتباه گفت‌وگو کنید. اما هرگز شخصیت کودک را نشانه نگیرید و به او برچسب بد بودن نزنید. وقتی می‌گویید تو بچۀ بدی هستی، کودک پیام را این‌گونه دریافت می‌کند: «تو خوب نیستی و هیچ کاری هم برای تغییردادن آن نمی‌توانی بکنی و هرگز هم به اندازۀ کافی خوب نخواهی شد». این پیامی است که می‌تواند تا بزرگسالی همراه آن‌ها باشد. به‌جای نسبت‌دادن بدی به کودک، پیشنهاد می‌شود به‌طور مشخص به او بگویید کدام رفتارش نیازمند تغییر است یا باید متوقف شود.

3- از کلمات «هرگز» و «همیشه» استفاده نکنید

بسیاری از بزرگسالان عادت کرده‌اند عباراتی مانند تو هیچ‌وقت…، تو نباید…، تو نمی‌توانی… و تو همیشه… را بدون فکر استفاده ‌کنند، که می‌تواند کودک را به فردی ناامید تبدیل کند. به عبارت دیگر، این جملات برای کودک به این معنی است که «تو همیشه همین که هستی خواهی ماند و توانایی رشد و بهترشدن نخواهی داشت». استفاده از کلمۀ «هرگز» کودک را وامی‌دارد برای بهترشدن تغییر نکند، درحالی‌که باور به تغییر و تلاش برای او، لازمه ی رشد و پیشرفت است.

 

تکنیک های صحبت کردن با کودکان زیر سه سال

یکی از روش های ارتباطی با کودکان حرف زدن است. اگر بتوانید روش های صحیح حرف زدن خود با کودکان را یاد بگیرید، به طور غیرمستقیم درست حرف زدن را به او نیز می آموزید.

1- پیشنهادهای دو گزینه ای بدهید

وقتی می خواهید کودکتان کاری را انجام دهد، دو گزینه به او پیشنهاد کنید. برای مثال نگویید «میای بریم خونه یا نه؟» بلکه بگویید «وقت رفتنه، دست منو میگیری یا بابا؟» و یا نگویید «میوه میخوری یا نه؟» یا «برات میوه گذاشتم بخور» بلکه بگویید «سیب میخوری یا موز؟» یا «میوه تو توی بشقاب میخوری یا پیاله؟». در واقع چون این سن زمان لجبازی کودکان است، می خواهند با شما مخالفت کنند. اما وقتی حق انتخاب داشته باشند، با شما و حرف  هایتان بیشتر همکاری می کنند.

2- از جملات مثبت استفاده کنید

مدام به کودک نگویید«نه» یا «نکن» اگر همیشه به کودک بگویید «به لیوان دست نزن»، «ندو»، «لباستو کثیف نکن» او به سمت آن کشیده می‌شود و بالاخره لیوان را می‌شکند و لباسش را کثیف می‌کند. به جای این جملات منفی بگویید «لیوانو با دو دستت نگه دار»، «مراقب لباست باش»، «مراقب راه رفتنت باش».

هرگز از واژه هایی که باعث ایجاد حس گناه در کودک می شود، استفاده نکنید. از واژه‌های سرزنشی مثل «خرس گنده شدی»، تحقیر آمیز مثل«پسر بد» و بیان شرم و خجالت مثل «شرم به تو» استفاده نکنید. برای اشتباهاتی که انجام می دهند آنها را خیلی مواخذه و سرزنش نکنید بلکه از او بخواهید کاری که خراب کرده را درست کند. اگر کودک چیزی را شکست یا ریخت، نگویید «گفتم که تو نمیتونی میریزی، دست نزن»  یا «چقدر دست و پا چلفتی هستی». به جان آن بگویید «برو جارو بیار تا با هم لیوان شکسته رو جارو کنیم» یا «برو دستمال بیار تا به هم غذاهای ریخته رو جمع کنیم».

جملات و واژه‌های مثبت به کودک اعتماد به نفس و احساس شادی و خوشبختی می‌دهند. رفتارش را بهتر می‌کند و تلاش او را برای رسیدن به موفقیت بیشتر می‌کند. جملات مثبتی مثل «عزیزم یادت باشه که اسباب بازیاتو جمع کنی»، «ممنونم که کمکم کردی»، «خسته نباشی که به خواهرت کمک کردی»، «من به تو افتخار می‌کنم» را هر روز تکرار کنید و نتیجه‌اش را ببینید.

3- به تن صدا و لحن کلامتان توجه کنید

با کودکی که غر می‌زند با همان لحن و با تندی صحبت نکنید. زمانی که کودک آرام شد با او حرف بزنید. بالا و پایین رفتن صدا باید متناسب با موقعیت باشد. پس اگر همیشه با داد و بیداد حرف می‌زنید باید این عادت را ترک کنید.